الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
221
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
ذات كامل ، پس از آن است كه ذات كامل را متحقق بدانيم اول ثابت كن كه وجود دارد تا كمالش هم ثابت بشود ، هنوز بحث در اصل وجود آن است . آرى كوه اگر موجود باشد دره لازم دارد اگر كوه نباشد درّه هم نخواهد بود ، اگر مثلثى در كار باشد زاويه خواهد داشت ، اما درست نيست بگوييم چون مثلث زاويه مىخواهد پس مثلث حتماً وجود دارد ما تصور دره را براى كوه واجب مىدانيم به شرط اينكه كوهى باشد اما وجود كوه از كجا واجب شد و همچنين تصديق مىكنيم كه تصور وجود براى ذات كامل واجب است اما تحقق وجود كامل از كجا واجب شده است ؟ اگر ذات كاملى باشد ما تصور وجود براى او مىكنيم ، اما از كجا كه وجود داشته باشد ؟ اين حكم در مقام تمثيل اينگونه است كه بگوييم ما صد عدد سكهء طلاى خالص را تصور مىكنيم پس بايد در گاو صندوق ما وجود داشته باشد ، كانت مىگويد : من وجود كامل را منكر نيستم اما اين كه شما آن را تصور مىكنيد و سپس وجودش را اثبات مىكنيد سخن درستى نيست . به قول حكيمان ثَبِّتِ الاصل ثم أنقُش اول اصل را ثابت كن سپس مناقشه كن . بيان دوم : برهان حدوث مشاهدهء ابتدايى به ثبوت مىرساند و هم با كنجكاوى علمى به دست مىآيد كه اجزاى جهان با همديگر ارتباط وجودى دارند . اين برهان با دو تقريرى كه در متن از آن شده منطبق است با برهان حدوث متكلمان و برهان امكان و وجوب فلاسفهء اسلامى ، كه قبلًا از ابنسينا نقل كرديم ، با يك تفاوت كه در بيان اين مقاله يك مقدمهء اضافه به كار رفته است و آن اين است كه جهان با همهء اجزا و اجرام و عناصر و مركبات خود مجموعاً يك واحد طبيعى و شخصى است و به تعبير اين مقاله يك واحد خارجى است . بديهى است كه با اضافه شدن اين مقدمه ، كار برهان سهلتر و سادهتر مىشود . خلاصهء اين برهان اين است : جهان به حكم قانون عمومى حركت ، خصوصاً با توجه